أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

127

تجارب الأمم ( فارسى )

نهد ، كارها هم به گاه خويش انجام گيرد و پيش و پس نشود . از نابسامانى كارها دو زيان برخيزد : يكى آن كه خرد كاستى گيرد ، كه اين سخت‌تر است . ديگر ، ناتوانى تن ، كه از كمبود در خوراك و جنبش پديد آيد . - « بدانيد ، از شما شهرياران كسانى ، به چند كار نيك كه كرده‌اند ، خواهند گفت : من از پدران و عمويان و كسانى كه شهريارى از ايشان يافته‌ام ، برترم . اگر چنين گويد ، ديگران آفرين گويند و سخنان او را پى گيرند . آن شاه و آنان كه در سخن‌شان از او پيروى كرده‌اند ، بايد بدانند كه ندانسته ، دست و زبان به دشنام و خوار كردن شاهان و پدران آن شاه گشوده‌اند . درست آن است كه ياران ، كار را دريابند و چنان كه شاه نرنجد سخن را ناشنوده گيرند . - « بدانيد ، هر يك از شاهزادگان ، برادران ، عمويان ، و عموزادگان شاه ، بسا گويد : نزديك است كه شاه شوم . چه خوب كه نميرم و روزى به شاهى رسم . اگر چنين گويد ، خوشايند شاه نباشد . اگر پنهان كند ، [ 68 ] درد در رازهاى پنهان است و اگر بر زبان آرد ، دل شاه را ريش كند ، كه خود مايهء جدايى و دشمنى است . پيروان و كسانى كه شاهى را براى خويش دست يافتنى مىيابند ، يا در آرزوى آن باشند ، هر چه آرزو بيش كنند كشش به شاه شدن در آنان نيرو گيرد ، و هر گاه اميد بر دلهاشان چيره شود ، كاميابى را جز در سست كردن پيمان ، و لرزه‌اى كه بر شاه و كشور افتد نخواهند جست . اگر چنين بخواهند تباهى را راهى براى رسيدن به كاميابى خويش برگزيده‌اند ، و تباهى هرگز راه رستگارى نبوده است . در اين باره ، براى شما چاره‌اى انديشيده‌ام كه از اين دشوارى جز بدان نتوانيد رست : همان به كه شاپوران از دختر عمويان شاه باشند و از اين شاپوران كسى شايستهء شاهى است كه برومند و بخرد باشد . سست راى نباشد ، هيچ كاستى در اندام ، يا در آيين وى نباشد . اگر چنين كنيد ، خواستاران شاهى اندك شوند و آن گاه هر كس با كار و روز خويش بيامد و مرز خويش بشناسد و از كار ديگران چشم فرو بندد ، و با زندگى و روزگار خويش شادكام ماند . - « بدانيد ، از ميان تودهء مردم ، يا بستگان شاه ، بسا كسى گويد : كسى را بر من برترى نباشد ، اگر شاه مىبودم . . ، اگر چنين گويد ، ندانسته آرزوى شاهى كرده است . بسا در آينده ، دانسته آرزو كند ، و آن را از نابخردى يا لغزش نپندارد . اين از